loading...
 

شاپ کیپر

شاپ کیپر

  1. شاپ کیپر
  2. شبکه های لینوکسی
با عرض سلام خدمت دوستان
برای جلوگیری از ارسال اسپم توسط کاربران من پورت های زیادی رو با دستورات زیر میبندم - آیا این روش کامل هست یا کار های دیگه ای هم باید انجام داد؟
کد: /ip firewall filter add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=tcp dst-port=25 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=udp dst-port=25 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=tcp dst-port=587 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=udp dst-port=587 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=tcp dst-port=445 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=udp dst-port=445 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=tcp dst-port=110 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=udp dst-port=110 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=tcp dst-port=135 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=udp dst-port=135 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=tcp dst-port=993 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=udp dst-port=993 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=tcp dst-port=994 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=udp dst-port=994 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=tcp dst-port=995 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=udp dst-port=995 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=tcp dst-port=143 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=udp dst-port=143 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=tcp dst-port=220 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=udp dst-port=220 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=tcp dst-port=585 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=udp dst-port=585 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=tcp dst-port=2390 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=udp dst-port=2390 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=tcp dst-port=24 add chain=forward disabled=no action=drop in-interface=ether1 protocol=udp dst-port=24

---------- Post added at 04:06 PM ---------- Previous post was at 03:53 PM ----------

البته ببخشید یه مقدار پورت های اضافی هم مخلوط شده
در هر حال ممنون میشم دوستان کامل توضیح بدن
زینب بازدید : 7 چهارشنبه 28 خرداد 1399 زمان : ۲۱:۰۵ نظرات (0)
سلام خدمت همه ی اساتید عزیز
من یه مدتی هست که برای اکانتینگ از IBSng 1.4 نسخه ی رایگان استفاده میکنم.
یه حدود 1 ماهی هست که این اکانتینگ با مشکل روبرو شده. بعد از حدود 24 تا 48 ساعت کار ، یهو IBSng استپ میشه. Postgresql استپ میشه . کلا هرچی هم سرور رو ریبوت میدم ، httpd رو ریست میدم... هر کاری میکنم نه postgresql ران میشه نه ibsng !!
این مشکل رو به یکی از متخصصین لینوکس گفتم و ران کردنش رو اوکی کرد! یعنی سرویس ها رو ران کرد ولی بعد از حدود 24-48 ساعت بازم همینطوری میشه!
ایشون پیشنهاد دادن که یه شل بنویسن واسش. که من فکر میکنم کار این شل این هست که وقتی postgresql و ibsng استپ میشن اتوماتیک استارتشون کنه!
اما مشکل من اینه که اصلا چرا باید این 2 تا سرویس استپ بشن!
وقتی که مشکل پیش میاد همه ی یزور ها ارور 691 میگیرن و منم نمیتونم برم به قسمت ادمین و با اروری مبنی بر این که مشخصات ورورد اشتباهه روبرو میشم!
الآن که شل رو نوشتن من با ادمین مشکل ندارم ولی در عرض کمتر از 10 دقیقه شاید 30 تا ایمیل اومد که یوزر ها نمیتونن وصل بشن! و ارور 691 میگیرن!
در حالت عادی در این ساعات من 800 تا یوزر انلاین داشتم ولی الآن کمتر از 300 تا دارم!!!
دوستان کسی میدونه مشکل از چیه؟
در ضمن ، از همون اولا هم وقتی با دستور top سرور رو مانیتور میکردم ، از (مثلا) 1 گیگ رمی که سرور داشت ، 950 مگش اشغال بود! رم رو کردم 2 گیگ ، بازم 50 مگ خالی بود. کردم 3 گیگ بازم 50 مگ خالی بود!
کسی میتونه کمکم کنه و بگه دقیق مشکل از کجاست؟ آیا این یوزیج عادیه!؟
ممنون

الآن که نگاه میکنم 500 تا یوزر آنلاین هستن ولی هیچ کسی سند و ریسیو نداره!!!! یعنی در اصل هر کسی یه ریگوئست برای کانکت شدن میده در سیستم کانکت شده شناسایی میشه ولی در عمل کانکشت نمیشه!

---------- Post added at 11:45 PM ---------- Previous post was at 11:39 PM ----------

در ضمن من وقتی دستور service IBSng status رو میزنم میزنه ibs.py stop ولی من میتونم به بخش مدیریت آی بی اس برم!!!

---------- Post added May 4th, 2011 at 12:06 AM ---------- Previous post was May 3rd, 2011 at 11:45 PM ----------

load average هم به نظر میاد بالاست!
load average: 4.68, 3.96, 2.08
زینب بازدید : 8 پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 زمان : ۱۴:۴۰ نظرات (0)
ممکش یا Memcached یک سیستم کش بسیار قوی و پیشرفته است که اشیاء و کوئری های دیتابیس را در حافظه و رم سرور کش و ذخیره کرده و کمک فراوانی به لود سرور و سریع تر شدن لود وب سایت شما میکند.برای نصب مم کش Memcached دستورات زیر را اجرا کنید :
Install Memcached package

Fedora 17/16/15/14/13/12, CentOS/Red Hat (RHEL) 6.3/6.2/6.1/6 yum install memcached CentOS/Red Hat (RHEL) 5.8 yum --enablerepo=remi install memcached
مم کش یا Memcached بیشترین تاثیر را در وب سایت هایی با دیتابیس های بزرگ و تعدا کوئری های زیاد دارد.اگر دیتابیس سایت شما بزرگ و سنگین است (برای مثال از نوع MySql) به شما Memcached را توصیه میکنیم آموزش نصب مم کش Memcached در سرور لینوکس

بیشترین بازدهی Memcached به صورت استفاده در سرور جدا گانه ای مخصوص کش است.در صورتی که از Memcached در سروری جدا گانه استفاده میکنید توجه داشته باشید که باید پورت ۱۱۲۱۱ را در فایر وال iptables باز کنید.برای باز کردن پورت ۱۱۲۱۱ یا پورتی که خودتان برای مم کش تعریف کرده اید دستورات زیر را اجرا کنید : Edit /etc/sysconfig/iptables file:

nano -w /etc/sysconfig/iptables

Add following INPUT line:

-A INPUT -m state --state NEW -m tcp -p tcp --dport 11211 -j ACCEPT

Restart Iptables Firewall:

service iptables restart ## OR ## /etc/init.d/iptables restart

Test remote connection:

echo stats | nc memcache_host_name_or_ip 11211 Install Memcache Module and PHP

yum install php php-pecl-memcache

حالا باید ماژول php memcache را بر روی سرور لینوکس خودتان نصب کنید.اگر این ماژول را بر روی سرور خود نصب نکنید در هنگام استفاده از آن با پیغام خطا مواجه خواهید شد.برای نصب ماژول php memcache کافیست دستورات زیر را در لینوکس Centos خود اجرا کنید : Install Memcached Module and PHP

yum install php php-pecl-memcached

Restart Web server

/etc/init.d/httpd restart ## OR ## service httpd restart
زینب بازدید : 9 چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 زمان : ۱۲:۴۰ نظرات (0)
من یک روتر میکروتیک دارم و
hotspot راه اندازی کردم به همراه usermanager.
مشکل من اینجاست که ترافیکی که میکروتیک برای یوزر ها محاسبه میکنه، کمتر از مقدار واقعی هست.
مثلا من با اکانت test کانکت میشم و یک فایل 10 مگابایتی رو دانلود میکنم. بعد از پایان دانلود توی قسمت statistics فقط 0.5 مگابایت برای این اکانت حساب شده!
البته این مورد رو هم بگم که زمانی که Torch رو برای این اینترفیس فعال میکنم (start) و همه ی تیک های اون رو میزنم، ترافیک به مقدار صحیح محاسبه میشه برای یوزر. ولی مشکل اینجاست که Torch رو نمیشه همیشه فعال نگه داشت.
فکر میکنم همه ی پارامترها مثلا Protocols، Port و ... برای محاسبه ی ترافیک در حالت پیشفرض محاسبه نمیشه.



- - - Updated - - -

با سلام مجدد

همونطور که توی تصویر زیر می بینید، فقط زمانی ترافیک به درستی محاسبه میشه که ابزار Torch برای اینترفیس مورد نظر (bridge) در حالت Running باشه.


Untitled-1.jpg

ممنون میشم کسی اگه میتونه راهنماییم کنه.
زینب بازدید : 14 سه شنبه 02 ارديبهشت 1399 زمان : ۱۸:۳۰ نظرات (0)
اشاره: ماهنامه شبکه - در آمارهای جدید سایت مرجع دیستروواچ، لینوکس مینت توزيع اوبونتو را به لحاظ محبوبیت پشت سر گذاشت. لینوکس مینت زمانی که محبوبیت اوبونتو در حال فزونی بود و اوبونتو با سرعت هر چه تمام‌تر از رقبای خود پيشي مي‌گرفت، منتشر شد...




در آمارهای جدید سایت مرجع دیستروواچ، لینوکس مینت توزيع اوبونتو را به لحاظ محبوبیت پشت سر گذاشت. لینوکس مینت زمانی که محبوبیت اوبونتو در حال فزونی بود و اوبونتو با سرعت هر چه تمام‌تر از رقبای خود پيشي مي‌گرفت، منتشر شد و پس از گذشت‌زمان اندکي، پله‌هاي ترقي را پشت سر‌گذاشت و در نهايت چندي پيش توانست برتر از توزيع پايه خود بايستد. هرچند آماري نظير تعداد جست‌وجو يا ميزان بازديد از صفحه مينت در سايت distrowatch.com نمي‌تواند براي اثبات برتري يک توزيع ملاک مناسبي باشد، اما در هر صورت نمي‌توان منکر محبوبيت و موفقيت روز‌افزون توزيع‌مينت شد. در اين مقاله ويژگي‌هايي را که عامل اين محبوبيت بوده‌اند،‌ بررسي خواهيم کرد.
تا پیش از تجاری شدن انتشار دیسک‌های ردهت، ردهت محبوب‌ترین و پرکاربرد‌ترین توزیع لینوکسی بود. پس از ردهت ۹،‌ دیگر دیسک‌های ردهت بدون داشتن یک حساب‌کاربری در شبکه ردهت (RHN) قابل دانلود نبودند و عضویت در شبکه ردهت نیز مستلزم پرداخت حق عضویت بود. بنابراين بسیاری از کاربران ردهت به سمت فدورا رفتند. فدورا انتخاب خوبی برای این دسته از کاربران قدیمی ردهت بود. در آن زمان دبیان نیز به محبوبیت خوبی رسیده و برای خود کاربرانی دست و‌پا کرده بود. البته توزیع‌های ریز و درشت دیگری نیز وجود داشتند، اما هیچ کدام نمی‌توانستند یک کاربر مبتدي را که با شنیدن نام لینوکس می‌خواهد آن را آزمايش کند، به سمت خود جذب کنند. کار با دبیان و فدورا به اندازه کافی دشوار بود. در این هنگام اوبونتو با راهبرد خود وارد شد. اوبونتو با استفاده از مخازن پر برنامه دبیان، می‌خواست کاری کند که دبیان برای کاربران مبتدي قابل استفاده باشد. سرمایه میلیونی مارک شاتل‌ورث که خود از توسعه‌دهندگان دبیان بود برای تأسیس شرکت کانونیکال به عنوان پشتیبان و توزیع‌کننده رسمی اوبونتو و جذب توسعه‌دهندگان و برنامه‌نویسان داوطلب برای اين توزیع همگی به سرعت اوبونتو را به محبوب‌ترین توزیع لینوکسی دسکتاپ تبدیل کردند. محبوبیت اوبونتو رو به فزونی بود و تعداد افرادی که این نام را در گوگل و سایت مرجع سیستم‌عامل‌های آزاد (distrowatch.com) جست‌وجو می‌کردند، روز‌به روز بیشتر می‌شد. اما دو سال پس از آن Clement Lefebvre لینوکس مینت را که بر پایه اوبونتو بود، معرفی کرد. در آن زمان کسی فکرش را نمی‌کرد که یک توزیع زیر مجموعه اوبونتو بتواند از خود اوبونتو محبوب‌تر شود. در این مقاله می‌خواهیم دلایلی را که باعث شده تعداد دفعات جست‌وجوی لینوکس مینت نسبت به اوبونتو در سایت مرجع دیستروواچ بیشتر شود، بررسی کنیم.
اهمیت به خواست کاربران
یکی از بخش‌هایی که در جذب کاربر و نگه‌ داشتن او بیشترين تأثیر را دارد، احترام به خواست وي است. اوبونتو با احترام به خواست کاربران توانست برای خود محبوبیت دست و پا کند. کاربران مبتدي لینوکس، یک توزیع پایدار مانند دبیان با یک گرافیک زیبا می‌خواستند که اوبونتو چنين توزيعي را در اختیارشان‌قرار داد. کاربران می‌خواستند تا لینوکس محبوبشان در فاصله‌های زمانی کوتاه‌تری منتشر شود که اوبونتو با بازه انتشار شش‌ماهه این نیاز آنان را نیز برطرف می‌کرد. اما اوبونتو نمی‌توانست برخی از نیازهاي دیگر را برطرف کند. براي نمونه، کاربران نیاز داشتند تا لینوکس مورد استفاده آن‌ها بتواند فایل‌های فلش یا موزیک mp3 مورد علاقه آن‌ها را پخش کند، اما از آنجا که فلش و فرمت‌های صوتی و تصویری مانند mp3، avi و ... دارای حق اختراع انحصاري هستند و کانونیکال که توسعه‌دهنده، پخش‌کننده و پشتیبان اوبونتو است، با استفاده از این فرمت‌ها ممکن است خود را در معرض شکایت دارندگان حق مالکیت این‌گونه حق‌اختراع‌ها قرار دهد، اين شرکت نمی‌تواند چنين برنامه‌هايي را به صورت پیش‌فرض در توزیع خود قرار دهد.
از سوي دیگر، مینت یک توزیع ایرلندی است که شرکت تجاری خاصی پشتیبان آن نیست و چند نفر توسعه‌دهنده علاقه‌مند به صورت شخصی و با استفاده از برنامه‌های آزادی مانند VLC و کدک‌های آزاد (مانند پلاگین‌های Gstreamer) امکان پخش فايل‌هاي چندرسانه‌اي با فرمت‌هاي مختلف را روي اين توزيع برای کاربران به ارمغان مي‌آورند. البته، اگر امکان استخراج فایل‌های rar و نصب جاوا و دیگر امکاناتی را که توزیع‌هایی مانند اوبونتو و فدورا نمی‌توانند به صورت پیش فرض در توزیع خود داشته باشند و حتی‌ نمی‌توانند آن را روی مخازن رسمی خود نیز میزبانی کنند، به اين قابليت‌ها بيافزاييم می‌توانیم ببینيم مینت تا چه اندازه کار نصب پلاگین‌ها و برنامه‌های اضافی را برای کاربران خود کم کرده است. اگر چه توزیع‌هایی مانند اوبونتو، فدورا و... روی بازدهی و کارایی توزیع‌شان مانور می‌دهند، اما مینت نیاز و سلیقه کاربران خود را ترجیح می‌دهد. براي نمونه، زمانی که اعلام شد اوبونتو و فدورا از امپاتی (Empathy) به عنوان برنامه پیام‌رسان فوری پیش فرض خود استفاده می‌کنند، زیرا امپاتی بهتر با میزکار گنوم ترکيب می‌شود، پیجین (Pidgin) یک سر و گردن بالاتر از امپاتی بود و البته هنوز هم امپاتی نتوانسته در تعداد پلاگین‌ها به پای پیجین برسد. پیجین تا آن زمان به صورت پیش فرض در تمامی توزیع‌ها استفاده می‌شد و پلاگین‌های بسیاری برای آن وجود داشت، اما پشتیبانی از گفت‌وگوي تصویری کافی بود تا برخی پیجین را فدای امپاتی‌کنند. اگر‌چه پیجین بلافاصله امکان گفت‌وگو تصویری را به فهرست ویژگی‌های خود افزود، اما نتوانست نظر این توزیع‌ها را عوض کند. این جایگزینی اما به مذاق بسیاری از کاربران گنوم خوش‌نیامد. انتخاب مینت در اینجا کاملاً مشخص بود؛ مادامی که کاربران برنامه‌ای را دوست ندارند، از آن استفاده نمی‌کنیم. پيجین با کلی امکانات و افزونه،‌ پیام‌رسان فوری پیش فرض مینت باقی‌ماند، اما امکان نصب امپاتی هم به کاربران داده شد.
نمونه دیگر را می‌توان در عدم تغییر مکان کلید‌های کنترلی پنجره‌ها (Maximize، Minimize، Close) دانست. اوبونتو در یک اقدام انتحاری کلید‌های کنترلی پنجره‌ها را از گوشه سمت راست بالای پنجره‌ها به سمت چپ کشاند و به هیچ وجه درخواست کاربران نیز نتوانست اوبونتو را از این تصمیم خود منصرف کند؛‌ زیرا اوبونتو معتقد است، سمت چپ پنجره و جایی که دیگر منوها در آن قرار دارند مکان بهتری برای این کلیدها است که باعث حرکت کمتر ماوس برای رفتن به این نقاط می‌شود. اما مینت به مکان کلیدهای کنترلی پنجره‌ها دست نزد و برای احترام به خواست کاربرانی که مایلند تا این دکمه‌ها را در سمت چپ پنجره‌ها ببینند به کمک یک برنامه ساده که گروه توسعه دهنده مینت نوشته بود، این امکان را فراهم کرد.
رابط گرافیکی
رابط گرافیکی هم مورد دیگري است که کاربران لینوکسی توجه زیادی به آن دارند. اوبونتو توزیع خود را با میزکارهای گنوم، KDE ، XFCE و دیگر میزکارهای محبوب منتشر می‌کند، اما میزکار پیش فرض آن گنوم است. تا پیش از انتشار گنوم۳ اوضاع بر وفق مراد همه «گنوم کارها» بود، اما پس از انتشار آن، گنومی‌ها چند شاخه شدند، توزیع‌هایی مانند فدورا به استفاده از گنوم۳ با پوسته گنوم-شل (‌که پوسته رسمی تیم گنوم است) روی آوردند و گنوم۲ را به کلی از رده خارج کردند. اوبونتو با تیم توسعه گنوم بر سر استفاده از گنوم- شل اختلاف پیدا کرد و پوسته خود را با نام یونیتی روی اوبونتو مورد استفاده قرار داد. این پوسته ابتدا روی گنوم سری۲ و سپس روی گنوم۳ مورد استفاده قرار گرفت. در این زمان بود که مینت می‌توانست با یک انتخاب درست هر سه دسته این کاربران را به سمت خود جذب کند یا با انتخابي اشتباه، دو گروه را از خود براند. از آنجا که مدت زمان کمی از انتشار گنوم۳ می‌گذشت و توسعه‌دهندگان مینت ۱۱می‌دانستند که کاربران با تغییرات ( آن هم به صورت کلی) مخالفت می‌کنند، از همان گنوم سری۲ به همراه منوی ساده شده خود استفاده کردند. در انتشار بعدی، مینت از گنوم۳ به همراه پوسته گنوم-شل همزمان با منوی سنتی گنوم۲ استفاده کرد. دسترسي به منوی سنتی مینت از پنل پایین منتهی الیه سمت چپ و دسترسی به منوي پوسته گنوم هم از پنل بالا منتهی الیه سمت چپ امکان پذیر بود. ترکیب دو سری منوی جدید و سنتی مینت خود جلوه جدیدی به مینت ۱۲ داد (شکل1).



شکل 1- نمونه منوي مينت با تم تيره‌رنگ

مینت منوی سنتی گنوم سری ۲ را دوست نداشت و منوی ساده‌شده خود را که از قضا مورد استقبال نیز قرار گرفت، ساخت. این منو بسیار ساده شده بود و به کاربرانی که تازه از ویندوز مهاجرت کرده بودند، کمک می‌کرد تا بتوانند به راحتی برنامه مورد نظر خود را بیابند و با آن کار کنند. همان‌گونه که انتظار می‌رفت، مینت گنوم- شل را برای استفاده توسط کاربران تازه‌کار دشوار می‌دید و به همین دلیل نیز پروژه‌ای به نام دارچین (‌Cinnamon) را آغاز کرد تا گنوم-شل را (‌‌همانند منوی سنتی گنوم سری۲) طوری تغییر دهد که هم به منوی سری قبلی شباهت داشته باشد و هم این که زیبایی و طراوت گنوم۳ را حفظ کند. اگرچه این پروژه در ابتدای راه است، اما با توجه به سوابق لینوکس مینت در چنین کارهايي، پروژه‌ای با پاياني موفق به نظر می‌رسد.



شکل 2- ظاهر ميز کار نسخه جديد مينت 12

برنامه‌های مینت
یکی از دلایل موفقیت توزیعی مانند دبیان و اوبونتو وجود بسته‌های زیاد در مخازن آن‌ها است. دبیان و اوبونتو با داشتن حدود ۳۵ هزار بسته و برنامه در مخازن خود دارای غنی‌ترین مخازن نرم‌افزاری اپن‌سورس هستند. مینت نیز از همان ابتدا پایه کار خود را روی اوبونتویی بنا نهاد که خود بر پایه دبیان بود و می‌توانست از آن مخازن عظیم استفاده کند. اما اشتباهی که مینت آن را انجام نداد (و باعث موفقیت آن نیز شد) این بود که خود بسته‌ها را از کدهای منبع و مخصوص توزیع خود کامپایل نکرد. این کار به نیرو و زمان زیاد نیاز دارد و کار به روز نگه داشتن بسته‌ها و برنامه‌ها نیز کار بسیار پر هزینه‌ای است. در حقیقت، مینت نمی‌خواست یک توزیع جدید بر پایه دبیان یا اوبونتو داشته باشد، بلکه می‌خواست یک اوبونتوی سفارشی‌ شده داشته باشد که خواست طیف زیادتری از کاربران را پوشش دهد.
اگرچه مینت در انتخاب اوبونتو و مخازن نرم‌افزاری آن برای سفارشی‌سازی درست عمل‌کرده بود، اما تعداد کاربران زیاد دبیان را نمی‌توانست از نظر خود دور کند. کاربران دبیان تأکید دارند که بسته‌های دبیان پایدارتر از بسته‌های اوبونتو هستند. برای جذب این دسته از کاربران دبیانی، مینت شاخه مخازن ناپایدار دبیان را به عنوان یک پایه دیگر برای ساختLMDE (سرنام (Linux Mint Debian Edition انتخاب کرد. از آنجا که این شاخه دبیان همواره جدیدترین بسته‌ها را دارد و هیچ وقت به قول دبیانی‌ها برای انتشار نسخه جدید دبیان freeze نمی‌شود، بنابراین لینوکس مینت می‌توانست توزیعی را منتشر کند که با یک بار نصب برای همیشه قابل استفاده باشد و به انتشارهای با سیکل چند ماهه نیازی نباشد. استفاده از سيستم انتشار مداوم يا Rolling release نتیجه این فکر لینوکس مینت بود که اگرچه از نظر تئوری پروژه موفقی به نظر می‌رسد، اما در عمل تا رسیدن به مرحله موفقیت کامل و حذف کامل سیکل‌های انتشار ۶ ماهه به نظر راه زیادی در پیش دارد.
رنگ و لعاب
مینت در ابتدا کاربران مبتدي و تازه مهاجرت کرده را هدف گرفته بود و برای کمک به آن‌ها در جهت هر چه سریع‌تر انجام‌دادن کارهای تحت لینوکس‌ برنامه‌های کوچک، اما مفیدی را نوشته بود تا بتواند آن‌ها را برای رسیدن به اهدافشان یاری‌کند. ابزارهايي نظيرMintDesktop ،Mintnanny ،Mintwelcome و Mintmenu از جمله برنامه‌هایی هستند که لینوکس مینت برای ساده‌سازی بیشتر و نیاز کمتر کاربران به دستورات خط فرمان توسعه‌داده است. تم‌های زیبای لینوکس مینت با ظاهر آلومینیومی و رنگ نعنایی خود به همراه آهنگ اختصاصی شروع و پايان نشست ميزکار و همچنین پس زمینه‌های میزکار و گراب زیبا از دیگر دلایلی بودند که باعث شدندکاربران، لینوکس مینت را به اوبونتو ترجیح دادند.
جمع‌بندي
لینوکس مینت با شناخت هر چه بیشتر هدف و همچنین شناسایی نیازها و بازخوردهاي کاربران و احترام به خواست آن‌ها توانست بسیاری از کاربران اوبونتو، دبیان و توزیع‌های دیگر را به خود جذب کند و توزیع موفقی شود. در حقیقت‌کاری را که اوبونتو در سال ۲۰۰۴ با دبیان انجام داد، لینوکس مینت با خود اوبونتو انجام می‌دهد؛ یعنی استفاده از بسته‌های توزیع بالادستی و جذب کاربران به سمت خود. به نظر می‌رسد، لینوکس مینت قصد دارد همین روند را ادامه دهد و حتی با توجه به منبع مالی خوبی که از اعانه (Donation) کاربران تأمين مي‌شود و جذب تبلیغات و اسپانسر، هيچ‌گاه خیال کامپایل تمام بسته‌ها و انتشار یک توزیع به تمام معنا را نداشته باشد.
زینب بازدید : 12 پنجشنبه 24 بهمن 1398 زمان : ۰۲:۳۵ نظرات (0)
نگارش یافته توسط رضا بهروزی در این آموزش به تنظیم call manager بر روی روترهای سیسکو میپردازیم.روترهای سری 7200 , 3700 , 3600 , 2800 و 2600 این قابلیت را دارند که به عنوان call manager عمل کنند.
پر واضح است که OS موجود بر روی روتر میبایست از VOIP پشتیبانی کند.
تعداد تلفن ها در هر سری متفاوت میباشد که در شکل زیر حداکثر تعداد تلفنی که قابل تنظیم در سری های مختلف میباشد آورده شده :




















برای سمت کلاینت میتوان از IP تلفنی های سری 79XX شرکت سیسکو و همچنین تلفن های نرم افزاری همچون VTGO-PC-IPBlue استفاده کرد.(در این آموزش از مدل نرم افزاری استفاده میکنیم)











برای مشاهده آموزش کلیک کنید برای دانلود آموزش کلیک کنید

یک نمونه کانفیک ساده و با حذف موارد اضافی برای تنظیم call manager بر روی روترهای سیسکو :

version 12.3
service timestamps debug datetime msec
service timestamps log datetime msec
no service password-encryption
!
hostname PersianAdmins
!
boot-start-marker
boot-end-marker
!
!
no aaa new-model
!
resource policy
!
memory-size iomem 5
ip subnet-zero
ip cef
!
!
no ip dhcp use vrf connected
!
!
no ftp-server write-enable
!
!
interface FastEthernet0/0
ip address 192.168.0.5 255.255.255.0
duplex auto
speed auto
! !
ip classless
!
ip http server
!
!
control-plane
!
!
telephony-service
max-ephones 2
max-dn 2
ip source-address 192.168.0.5 port 2000
max-conferences 8 gain -6

!
!
ephone-dn 1
number 3000

!
!
ephone-dn 2
number 4000

!
!
ephone 1
mac-address 00FF.A6F8.CBB5
type 7960
button 1:1

!
!
ephone 2
mac-address 000C.2907.82f1
type 7960
button 1:2

!
!
line con 0
line aux 0
line vty 0 4
login
!
!
end تنظیم کلاینت : برای سمت کلاینت از تلفن نرم افزاری VTGO-PC محصول IPBlue که از این اینجا نسخه آزمایشی آن قابل در یافت است استفاده میکنیم.

برای مشاهده آموزش کلیک کنید برای دانلود آموزش کلیک کنید

لینک های پشتیبان

برای مشاهده آموزش کلیک کنید برای دانلود آموزش کلیک کنید نمایی از تلفن های (IP phone) ساخت شرکت سیسکو :










زینب بازدید : 12 چهارشنبه 23 بهمن 1398 زمان : ۱۷:۵۰ نظرات (0)
ابتدا دستو زیر را در ssh بزنید
کد PHP: su  - postgres 
حالا برای گرفتن بک آپ دستور زیر را بزنید

کد PHP: pg_dump   IBSng   >    IBSng.bak 
خوب در اینجا بک آپ شما تهیه شده اگه میخوان دانلود کنین میتونین از نرم افزار SSH Secure File Transfer Client برای دانلود کردن و آپلود کردن استفاده کنید
خوب حالا میخوایم دیتابیس رو ریستور کنیم از 2 دستور میشه استفاده کرد

دستور اول :
کد PHP: psql    IBSng     <     IBSng.bak 
دستور دوم:

کد PHP: psql     -d   IBSng    -f    IBSng.bak 
خوب با یکی از این 2 دستور رسیتور شد...حالا مرحله آخر

کد PHP: logout 
پایان...موفق باشید....
تشکر فراموش نشه
زینب بازدید : 14 سه شنبه 22 بهمن 1398 زمان : ۰۵:۳۰ نظرات (0)
این مقاله برای کسانی نوشته شده است که با سیستم عامل ویندوز آشنایی دارند و در صدد آشنایی با سیستم عامل دیگری به نام لینوکس هستند. معمولا انتقال از سیستم عاملی که مدتها با آن کار کرده اید به یک سیستم عامل جدید تا حدی گیج کننده است. مفاهیمی که به آنها خو کرده بودید ممکن است در سیستم عامل جدید جای خود را به مفاهیم دیگری داده باشند. بنابراین با درک این مشکل که انتقال از یک سیستم عامل به دیگری میتواند تا حد زیادی مسأله ساز باشد بسیاری از کاربران ترجیح میدهند سیستم عامل جدید را در کنار سیستم عامل قبلی خود داشته باشند تا کم کم به سیستم عامل جدید خو گرفته و بتوانند کارهای روزمره خود را در سیستم عامل جدید انجام دهند.


این مقاله براساس تجربیات شخصی و مطالعات مرتبط در نصب ردهت 9 نوشته شده. پس اگر شما مدتی است که از سیستم عامل ویندوز استفاده کنید و میخواهید وارد دنیای بازمتن شوید این مقاله برای شماست. در این مقاله نگاهی داریم به روشی که سیستم عامل لینوکس برای پارتیشن بندی هارد دیسک استفاده میکند.


برای شروع:



اگر میخواهید از ردهت به فایل های خود که در پارتیشن های ویندوز قرار دارند دسترسی داشته باشید باید از فرمت FAT32 استفاده کرده باشید. دسترسی به پارتیشن های NTFS بدون برنامه های جانبی که گاه دردسرساز هستند فعلا امکان پذیر نیست. اگر شما بیش از یک پارتیشن ویندوز دارید لزومی ندارد که همه آنها NTFS باشند. میتوانید یکی از آنها را FAT32 قرار دهید و فایل هایی که میخواهید از لینوکس به آن دسترسی داشته باشید آنجا قرار دهید. البته لینوکس ردهت ۹ درایو های NTFS را هم شناسایی میکند ولی قابلیت خواندن و نوشتن روی این درایوها را به طور پیش‌گزیده به شما نمیدهد.


و اما اصل مطلب:



طریقه نام گذاری پارتیشن ها:
لینوکس پارتیشن ها را با ترکیبی از حروف و اعداد نام گذاری میکند. اگر شما عادت کرده اید که پارتیشن اول خود را با Drive C بشناسید امکان دارد در لینوکس کمی گیج شوید. ولی روش لینوکس در نام گذاری انعطاف پذیرتر است و اطلاعات بیشتری در مورد هارد به ما میدهد. روش نام گذاری بر اساس فایل تنظیم شده و نام گذاری این فایلها به ترتیب زیر است.


/dev/xxyN


/dev/
نام دایرکتوریی است که تمام فایل های مربوط به وسایل (Devices) آنجا هستند. از آنجایی که پارتیشن ها روی هارد دیسک قرار دارند و هارد دیسک یک وسیله ( Device ) محسوب میشود فایل هایی که به پارتیشن ها مربوط میشوند همه در این دایرکتوری قرار دارند.


xx
دو حرف اول نام پارتیشن ، نوع درایوی که پارتیشن روی آن قرار دارد را مشخص میکند. برای درایوهای IDE از دو حرف hd استفاده میشود و برای درایوهای SCSI از دو حرف sd .


y
این حرف نشان میدهد که پارتیشن روی کدام هارددیسک قرار دارد. اگر شما فقط از یک هارد دیسک استفاده میکنید این حرف همیشه a خواهد بود. اگر از بیش از یک هارددیسک در کامپیوتر خود دارید حرف b به هارد دوم اشاره میکند و به همین ترتیب ادامه پیدا میکند.


N
شماره آخر نشان دهنده پارتیشن است. شماره های 1 تا 4 به پارتیشن هایی اطلاق میشود که از نوع Primary یا Extended باشند. پارتیشن های منطقی ( Logical Partitions ) شماره های 5 به بعد را میگیرند. به عنوان مثال /dev/hda3 سومین پارتیشن از نوع Primary یا Extended است که روی اولین درایو IDE قرار دارد. در مثال دیگر /dev/sdb6 به دومین پارتیشن منطقی روی دومین هارددیسک SCSI اشاره دارد.

[right]انواع فرمت پارتیشن ها:



همانطور که در ویندوز هر یک از پارتیشن های شما ممکن است از نوع FAT32 یا NTFS باشند در لینوکس هم هر پارتیشن میتواند دارای فرمتهای مختلف باشد. البته در لینوکس این تقسیم بندی قدری متنوع تر است و هر کدام برای منظور خاصی به کار میروند. هنگام نصب درهت به شما توصیه میشود که حداقل سه پارتیشن ایجاد کنید. یکی برای حافظه مجازی با فرمت SWAP و دو پارتیشن دیگر برای ریشه و امور boot شدن با فرمت ext3 .




SWAP
این فرمت برای پارتیشنی به کار میرود که لینوکس برای ایجاد حافظه مجازی استفاده میکند. فرض کنید میخواهید از برنامه ای استفاده کنید که احتیاج به مقدار زیادی حافظه RAM دارد. لینوکس از این فرمت برای شبیه سازی RAM روی هارد دیسک استفاده میکند. البته این نمیتواند به عنوان جایگزینی برای RAM در نظر گرفته شود زیرا سرعت آن بسیار پایین تر از RAM است. ولی تا وقتی که شما RAM خود را افزایش دهید میتواند کار شما را راه بیندازد. اندازه این پارتیشن باشد باید به اندازه حافظه RAM ویا دوبرابر آن باشد. اگر فضای کافی روی هارد دیسک خود دارید پیشنهاد میشود فضایی معادل دو برابر RAM به این پارتیشن اختصاص دهید. البته باید توجه داشته باشید که این مقدار بدون توجه به مقدار حافظه ای که دارید باید بین 32MB تا 2GB باشد. به عنوان مثال اگر مقدار RAM شما 2GB است نمیتوانید 4GB به این پارتیشن اختصاص دهید.


ext2
این فرمت برای زخیره اطلاعات معمولی که کاربر به طور روزمره با آن سروکار دارد به کار میرود. اما از درهت 7.1 به بعد جای خود را به ext3 داد.


ext3
این فرمت نسخه ارتقا یافته ext2 است که نسبت به نسخه قبل خود دارای چندین مزیت است. همانطور که میدانید قبل از اینکه کامپیوتر خود را خاموش کنید باید آن را Shut Down کنید. اگر به هر دلیلی این کار انجام نشود دفعه بعد که کامپیوتر را روشن میکنید درایوها باید از نظر انسجام اطلاعات تست شوند. ولی در فرمت ext3 از روشی به نام Journaling استفاده میشود که این کار در مدت زمان بسیار اندکی صورت می‌گیرد و این ربطی به اندازه درایو شما ندارد. از نظر انسجام داده ها و سرعت دسترسی نیز این فرمت بهتر از نسخه قبلی خود عمل میکند. ضمنا تبدیل از ext2 به ext3 و بالعکس به آسانی بدون از دست دادن اطلاعات امکان پذیر است.


vfat
این نوع پارتیشن برای اشاره به درایوهایی است که در ویندوز به نام FAT32 شناخته میشوند. درایوهای اصلی لینوکس نمیتوانند با این فرمت پارتیشن بندی شده باشند، ولی امکان خواندن و نوشتن در این پارتیشن‌ها بدون مشکل وجود دارد.

RAID (Redundant Array of Independent Disks)
فرض کنید که چند هارد دیسک با اندازه های کوچک دارید و میخواهید این هارد دیسکها به عنوان یک هارد دیسک بزرگ عمل کنند. این کار برای افزایش راندمان خواندن/نوشتن همچنین برای مواقعی که میخواهید در آن واحد اطلاعاتتان روی چند هارد دیسک نوشته شود استفاده میشود. این نوع پارتیشن بندی دارای انواع سخت افزاری و نرم افزاریست که هر کدام به سطوح مختلف تقسیم میشوند.


LVM (Logical Volume Manager)
از درهت 8 به بعد فرمت جدیدی ارايه شد که با استفاده از آن میتوانید اندازه پارتیشن ها را بنا بر نیازتان تغییر دهید بدون اینکه احتیاج به پارتیشن بندی مجدد داشته باشید. حتا اگر هارد دیسک جدیدی خریداری کرده اید میتوانید آن را به پارتیشن های موجود اضافه کنید. جزییات فرمت های RAID و LVM از حوزه این مقاله خارج است و هر کدام مقاله جداگانه ای را طلب میکند.
زینب بازدید : 10 شنبه 12 بهمن 1398 زمان : ۲۰:۱۰ نظرات (0)
Kali Linux Cookbook Second Edition
کالی لینوکس توزیعی از لینوکس است که برای تست نفوذ و بازرسی امنیتی طراحی شده است. این توزیع جانشین BackTrack شده است که محبوبترین توزیع تست نفوذ جهان است. کالی لینوکس از ابزارهای گسترده ای برای تست نفوذ استفاده می نماید. این کتاب سعی دارد دانش شما را در زمینه ی کالی لینوکس افزایش دهد. سرفصل ها:
CH1: Installing Kali and the Lab Setup
CH 2: Reconnaissance and Scanning
CH 3: Vulnerability Analysis
CH 4: Finding Exploits in the Target
CH 5: Social Engineering
CH 6: Password Cracking
CH 7: Privilege Escalation
CH 8: Wireless Specific Recipes
CH 9: Web and Database Specific Recipes
CH 10: Maintaining Access مشخصات:
نویسندگان: Corey P. Schultz, Bob Perciaccante
ناشر: Packt
سال انتشار: 2017
تعداد صفحات:438

حجم: 34.4MB

دانلود کتاب

منبع: سایت هیوا شبکه
زینب بازدید : 13 جمعه 08 آذر 1398 زمان : ۰۶:۰۰ نظرات (0)
محدود سازی پهنای باند بر روی IP کاربران – Mikrotik Queue


در بسیاری از مواقع ما نیاز داریم تا کاربران مختلف را بستگی به نیاز آنها به شبکه محدود کنیم تا از کل پهنای باند موجود شبکه استفاده نکنند.
در این قسمت من محدود کردن کاربران رو بر اساس IP برای شما دوستان توضیح میدم که چطور میشه این تنظیمات رو اعمال کرد .

توی این پست نحوه محدود کردن کاربرای شبکه رو به شبکه خارج از شبکه داخلی ( مثلاً اینترنت ) توضیح میدم
فرض میکنیم کاربرای ما دارای رنج IP 192.168.1.0/24 هستن و ما برای کل این محدوده یک پهنای باند ۵۱۲ در نظر می گیریم و برای تعدادی از این IP ها محدودیت های بیشتری اعمال میکنیم
تعیین محدودیت های پایینتر برای بعضی از کاربران فقط در صورتی که محدودیت اصلی به عنوان Parent قرار گیرد انجام پذیر است.
با فرض بر اینکه رنج آی پی هایی که می خواهییم مهدودیت پهنای باند را بر روی آنها اعمال کنیم ۱۹۲٫۱۶۸٫۱٫۰/۲۴ باشد به ترتیب مراحل زیر را انجام می دهیم
ابتدا کل subnet mask رو در یک queue کلی قرار می دهیم و یک پهنای باند کلی برای کل مجموعه در نظر می گیریم :

/queue simple add burst-limit=0/0 burst-threshold=0/0 burst-time=0s/0s direction=both disabled=no interface=all limit-at=0/0 max-limit=400M/400M name=master packet-marks="" parent=none priority=3 queue=default-small/default-small target-addresses=192.168.1.0/24 time=8h30m-19h30m,sun,mon,tue,wed,thu,sat total-queue=default-small بعد از ایجاد یک queue کلی باید برای تک تک کاربرا یک queue جدا تعریف کرد و اون رو زیر مجموعه queue اصلی قرار داد. من یک queue برای آی پی ۱۹۲٫۱۶۸٫۱٫۲ ایجاد می کنم و اون رو روی ۱۲۸/۱۲۸ Kb می بندم و parent اون رو میزارم master :/queue simple add burst-limit=0/0 burst-threshold=0/0 burst-time=0s/0s direction=both disabled=no interface=all limit-at=0/0 max-limit=128k/128k name= "Erfan Abedi" packet-marks="" parent=master priority=8 queue= default-small/default-small target-addresses=192.168.1.2/32 total-queue= default-small شما می تونید برای تک تک کاربرایی که به صورت دستی و یا DHCP به شبکه وصل هستن این queue ها رو ایجاد کنید .
زینب بازدید : 13 شنبه 25 آبان 1398 زمان : ۱۱:۰۵ نظرات (0)
بسم الله الرحمن الرحیم
شبیه سازی کنسولهای مختلف در لینوکس:

شبیه سازی بازی های کنسولی بر روی رایانه مقوله تازه ای نیست .شبیه ساز برنامه ایست که سخت افزار و فرم ور(اطلاعات نرم افزاری در حافظه ) یک کنسول بازی را برای اجرایrom (بازی) آن , شبیه سازی(تقلید ) میکند (همانند کنسول بازی سوپر نینتندو).Rom ها همان نمونه های(کپی های) کامپیوتری شده بازی های کنسولی هستند .برای PSx(یا همان پلی استیشن 1 ) و دیگر سیستم های مبنی بر سی دی به رام ها ISO میگویند . این راهنما تنها نوشته های شخصی من در زمینه شبیه سازی بازی های مختلف کنسولی در لینوکس اوبونتو فیستی فان 7.04 میباشد ...

در ابتدا .اگر گیم پد یا دسته ندارید. پیشنهادمیکنم به مغازه محل زندگیتان مراجعه کنید و یکی بخرید .اگر علاقمند به ذخیره پول هستید .تعداد زیادی از منابع آنلاین وجود دارند که میتوانید از انها در این زمینه استفاده کنید (این قسمت مال ما نیست وبیخیال حراجی های انلاین شید و برید و یه دسته از یه جا بخرید ) و نیازی به ذکر این مطلب نیست که شما میتوانید ازدسته های همان کنسول (مثلا پلی استیشن یک ) نیز با استفاده از یک مبدل USB استفاده کنید .من شخصا از یک دسته لاجیتک دوال اکشن (Logitech Dual Action)استفاده میکنم .هیچ تنظیم خاصی غیر از اینکه دسته را در پورت USB قرار دهم و دسته را تنظیم کنم نیاز نیست .این دسته علاوه بر اجرای بازی های شبیه سازی شده در کامپیوتر برای بازی های غیر شبیه سازی هم عالی است .مثل Vdrift (این بازی رو اگه باکیبرد بازی کنید اصلا بهتون حال نمیده و اگه اینو با دسته بازی کنید معتاد میشید ...).


پیداکردن بازی ها (ROmها ):


پیداکردن بازی ها بسیار آسانتر از ** چیزیست که ممکن است فردی تصور کند .سایتهای بسیاری ,هم برای مشترکین بیت تورنت و هم استفاده کنندگان از سایتهای استاندارد HTTP وجوددارد .سایتهایی مانند amuleaMule و minirova.orgmininova.org سایتهای مورد علاقه من در این زمینه تابحال بوده اند .خیلی ساده اسم کنسول و یا بازی (rom)و یا ایزو (Iso) راتایپ کنید .مثلا :snes roms یا Legend of Mania iso psx (البته من این طور توصیه نمیکنم ... پیشنهاد من به شما استفاده از این سایت هست که بسیاری از بازی های پلی استیشن و سگا و میکرو و آتاری و ....رو میتونید پیدا و دنلودکنید .snesoramaSnesorama


سوپر نینتندو Super Nintendo:
برای شبیه سازی سوپر نینتندو .من zsnsZSnes را انتخاب کردم .من بازیی پیدا نکردم که این شبیه ساز نتواند انرا اجرا کند (بیش از 800 عنوان را امتحان کردم ) .ZSnes ***** های گرافیکی بسیاری دارد تا بازی سوپر نینتندوی شما را بسیار زیباتر از آنچه در کنسول است در کامپیوتر شما نمایش داده شود .بخشی برای وارد کردن کد رمز و تقلب و ... نیز در این شبیه ساز وجود دارد ...
برای نصب ZSNes در اوبونتو اینگونه عمل کنیدبترتیب وارد شوید )
System -> Administration -> Synaptic Package Manager -> ZSNES
شما میخواهید که این شبیه ساز را به منو برنامه هایتان اضافه کنید ( بر روی منو برنامه (Application menu) راست کلیک کنید و ادیت منو را بزنید ) و یا اینکه مستقیما انرا با تایپ zsnes در کنسول اجراکنید .


زمانی که شبیه ساز نصب شد .ممکن است شماسایتهای نظیر امیول یا مینی نواو را برای دنلود بازی های خودتان مد نظر قرار دهید .خیلی ساده عبارت "Snes roms" را جستجوکنید و نتیجه کار را مشاهده کنید .(بازی های زیادی رو میبینید که میتونید دنلود کنید ) .torentsسایتهای بسیاری زیادی هستند که خود را وقف انتشار بازی های سوپر نینتندو میکنند..اما تعداد زیادی از بازی های دارای قوانین کپی رایت هستند و شما نیمتوانید بازی های خوبی مثل دنیای سوپر ماریو را دنلودکنید (ناراحت نباشید اون سایت که من معرفی کردم به شما آزادی دنلود هر چیزی رو که بخواهید میده از شیر مرغ تاجون آدمیزاد .پس نگران نباشید ) .
زمانی که شما مجموعه ای از بازی های سوپر نینتندو را جمع آوری کردید .Zsnes را روشن کنید (اجرا کنید ) و و بر روی COnfigو سپس Input#1(برای دسته اول ) کلیک کنید .اگر دسته کنترل شما لاجیتک دوال اکشن باشد .شما این کار (تنظیم دسته ها ) را بسیار آسان خواهید یافت .تنها بر روی "Set Keys" (یعنی تنظیم دسته ها ) کلیک کنید و خودش برای تنظیم دکمه ها پیام لازم را میدهد .بعد از اینکه در این بخش کارتان تمام شد کلید "X" (یا ضربدر ) را بزنید تا پنجره تنظیمات بسته شود .و بر روی Game و سپس Load کلیک کنید و حالا بازی یا rom خود را انتخاب کنید و شروع به بازی کردن کنید .

نینتندو 64 :
تمامی شبیه ساز های نینتندو 64 بطور یکسان ساخته نشده اند . من بهترین تجربه را باpj64pj64 تحت ویندوز داشتم اما تحت لینوکس شبیه ساز Mupen64Mupen64 بهترین نمونه بعدی است .
برای نصب Mupen64 ابتدا آنرا دریافت(Downloadدنلود کنید ) کرده .سپس فایلها را در پوشه ای در دسکتاپ اکسترکت کنید و حال شمامیتوانید آنرا بطور مستقیم اجرا کنید .(میتونید اونو هر جای هاردتون اکسترکت کنید و بعد اجراش کنید .وحی مُنزل نیست که حتما رو دسکتاپ اکسترکتش کنید ).
یک بار دیگه .مینی نووا چند بازی عالی برای n64 دارد .همین الان من چند پلاگین ویدیویی مثل GLN64GLN64 وGlide64Glide64 برای Mupen64 دنلود خواهم کرد .وقتی دنلود شدند .فایلها را به پوشه ای در Mupen64/plugins (پوشه پلاگین در شبیه ساز مامپن64) اکسترکت کنید .شما مجبورید که برای اجرای بازی های مختلف از Other Pluginsپلاگین های دیگری نیز استفاده کنید .من هنوز نتوانستم پلاگین ویدیویی پیداکنم که بتوانم بازی Donkey Kong 64 را بطور مناسب اجراکنم .اگر شما راهی یافتید نظر خود را اعلام کنید تا این پست را در صورت نیاز ویرایش کنم .

شما سویچ کردن بین بازی های مختلف مثل bomber man 64 و Mario64 را امری بسیار خسته کننده خواهید یافت . بطو یکه مجبورید هر بار بر روی Option و سپس Configure کلیک کنید و بعد نوع دیگری از پلاگین ویدیویی را انتخاب و یا ویرایش کنید .برای رفع این مشکل :
زمانی که شما بازی ها و پلاگین ها را دارید . در Mupen64 بترتیب کلیک کنید :
Options>Configure و سپس دایرکتوری (یا دایرکتوریهای ) مربوط به بازی را اضافه کنید .این عمل تمامی بازی های شما را به لیستی اضافه خواهد کرد و این کار بسیار آسانتر از این است که بخواهید هر بار بازیی را جداگانه باز کرده و سپس اجرا کنید .

من تا بحال نتوانسته ام دسته ای پیداکنم که دقیقا مانند دسته اصلی N64 باشد .خصوصا محل قرارگیری دکمه "Z" و دکمه "C" .اگر شما یک طرفدار دو آتشه N64 هستید .پیشنهاد میکنم بدنبال یک مبدل Usb باشید .اگر شما از دسته لایجتک دوال اکشن استفاده کنید .چوبک (همون L3 تو دسته پلی استیشن دو .بقل دکمه Select که اکثراکار جهت های اصلی رو انجام میده ) انالوگ راست بخوبی برای دکمه های C,بالا ,پایین ,چپ و راست کار میکند . من پلاگین ورودی Blights SDLBlight’sSDL را راحت ترین و دقیقترین پلاگین برای تنظیم دسته ها میدانم که شما میتوانید از لینک زیر آنرا دنلود کنید http://www.ngemu.com/n64/mupen64.php?action=plugins
Nintendo DS:

نینتندو دی اس Nintendo DS
DesmuMeDeSmuME گزینه های زیادی دارد و البته از موس شما بجای قلم طراحی پشتیبانی میکند .من باهیچ دسته ای نتوانستم آنرا بکار بگیرم ..برای نصب این شبیه ساز بترتیب کلیک کنید:
Applications -> System -> Administration -> Synaptic Package Manager, و سپس بدنبال عبارت " desmume" بگردید . برای اجرای شبیه ساز DeSmuME کنسول را باز کره و تایپ کنید :
desmume
(این شبیه ساز چندان جالب نیست و بازی های زیادی رو حداقل جالب اجرا نمیکنه ..تو این مورد خاص رفتن و خریدن کنسولش بیشتر میصرفه .مرض اعصاب کمتر میگیرد .از من گفتن بود )

گیم بوی :Nintendo Gameboy
TuxBoyTuxBoy تا بحال در این زمینه بهترین بوده .برای نصب این شبیه ساز .ابتدا ** را دنلود کرده .سپس محتویات فایل زیپ را در پوشه جدید اکسترکت کنید .از کنسول به دایرکتوی که TuxBoy را اکسترکت کردید بروید .تایپ کنید :type: sh ./install (اینجا بایدازتون پسووردroot(یا کاربر ریشه ) بخواد ).حال TuxBoy در منوی گیم در قسمت Applications در دسترس است .اما برای اجرای ** مجبورید که عبارت "TuxBoy romname" را تایپ کنید .
TuxBoy دارای یک Gui است ( که gnboygnboy ندارد ) که بعد از نصب با دسته لاجیتک دوال اکشن من کار کرد .(فکر میکردم که باید دکمه "mode" برو روی دسته را فعال کنم تا بتوانم از روی آنالوگ انرا برداشته و از D-pad استفاده کنم .)
!
نینتندو نس:Nintendo NES
برای نس من شبیه ساز Gfceogfceu را پیشنهادمیکنم .
برای نصب این شبیه ساز بترتیب کلیک کنید :Applications -> System -> Administration -> Synaptic Package Managerو سپس بدنبال عبارت "gfceogfceu" بگردید .برای اجرای این شبیه ساز از کنسول .تایپ کنید :gfceu
در این حال شما با یک رابط کاربری کوچک و دوست داشتنی مواجه خواهید شد که برای یافتن بازی هایNEs و سپس اجرای آنها بکار میرود.

شبیه ساز سگا ...سگا جینیوس .سگا سی دی ..سیستم های 32X :
GensGensیک شبیه ساز عالی برای سگا جینیوس .سگا سی دی ..سیستم های 32X :است .Downloadبرای نصب ابتدا این بسته دبیان کارامد را دنلود کنید و در پوشه ای ذخیره کنید .(با تشکر از Cronsکرونسودراک بخاطر این هدیه ).سپس در کنسول به دایرکتوی مربوطه (که بسته دبیان رو در آن ذخیره کردید)بروید .و بعد از این کار,عبارت"sudo dpkg -i gens_2.12a-i386.deb" را تایپ کنید .
برای اجرای Gens,خیلی ساده در یک کنسول "gens" تایپ کنید.کار با رابط گرافیکی بسیار ساده و مشخص است(مشخصه چی به چیه!)اطمینان حاصل کنید که کنترل خود را با دسته تا دوباره تنظیم میکنید .(برای اینکار بر روی Option کلیک کرده و سپس Joypads و بعد redefinig the controlls رو انتخاب کنید و دسته خورد را دوباره تنظیم کنید .

پلی استیشن 1 یا PSX یا Playstation
با بازی های عالیی مثل تنچو . فاینال فانتزی 7 , من مجبور به داشتن یک شبیه ساز پلی استیشن بودم.من با Epsxepsx شروع کردم و سراغ شبیه ساز دیگری در این زمینه نرفتم (حتما تا آخر بخونید ) .نصب این شبیه ساز ممکن است کمی سخت باشد و اگر شما چیزی را فراموش کنید ممکن است که مجبور شوید باز از اول تمام مراحل نصب را از سر بگیرید .بنا بر این من هم راهنمای کامل نصب را قدم به قدم بیان میکنم :
1)کنسول را باز کرده و بسته مورد نظر را نصب کنید :تایپ کنید : sudo apt-get install unzip libgtk1.2-common libgtk1.2

2)یک دایرکتوری نصب ایجاد کنید :تایپ کنید :
sudo mkdir ~/Desktop/epsxe

3)به دایرکتوری نصب بروید :تایپ کنید :
cd ~/Desktop/epsxe

4):اطمینان حاصل کنید که تمامی کاربران توانایی نوشتن داشته باشند.پس تایپ کنید :
chmod -R 777 ./

5)شبیه ساز epsx را از لینک زیر دنلودکنید :
http://www.epsxe.com/files/epsxe160lin.zip

6)محتویات فایلی که تازه دنلودکرده اید به دایرکتوری در این مسیر اکسترکت کنید :~/Desktop/epsxe/ directory

7)در کنسول تایپ کنید :
sudo chmod 777 cfg sstates snap memcards

Coolبعد تایپ کنید :
sudo touch memcards/epsxe000.mcr memcards/epsxe001.mcr .epsxerc

9)حالا عبارت زیر را تایپ کنید :
sudo chmod 666 memcards/*

10)حالا عبارت "sudo chmod 666 .epsxerc" را تایپ کنید

11)بایوس PSx (فرم ور پلی استیشن ) را دنلود کنید ..میتوانید از جستجوی کلمه scph1001.bin استفاده کنید .بعد از یافتن و دنلود بایوس .** را به ~/Desktop/epsxe/bin/ folder منتقل کنید .

12)بسته شتاب سخت افزاری را از لینک زیر دنلود کرده و سپس به مسیر ~/Desktop/epsxe/plugins/ folder منتقل کنید
فایل:http://www.pbernert.com/gpupetexgl208.tar.gz

13)توجه داشته باشید که فایلهای cfgPeteXGL2 وgpuPeteXGL2.cfg
بایستی در مسیر ~/Desktop/epsxe/cfg/ folder قرار بگیرند .
توجه دو :اگر بسته شتاب سخت افزاری برای شما کار نکرد فایل زیر را دنلود کرده و محتویات انرا به ~/Desktop/epsxe/plugins folder منتقل کنید و فراموش نکنید که حتما cfgPeopsSoft و gpuPeopsSoftX.cfg را به ~/Desktop/epsxe/cfg/ folder منتقل کنید .

14)پلاگین ورودی PadJoy را دنلود کنید .و فایل cfgPadJoy را به پوشه /cfg/ منتقل کنید .همین کار را با libpadJoy-0.8. انجام دهید و ** را در پوشه /plugin/ قرار دهید ...
دنلودکنید :http://members.chello.at/erich.kitzm...wn/xjoypad.zip

15)یک Pluginپلاگین صوتی را دنلود کنید و در این مسیر قرار دهید :
~/Desktop/epsxe/plugins/ folde
توجه :فایل cfgPeopsOSS را به پوشه /Desktop/epsxe/cfg/~ منتقل کنید

حال شما میتوانید epsx را مستقیما از پوشه /Desktop/epsxe/~ اجراکنید
فراموش نکنید که بایوس (scph1001.bin)را در این مسیر قرار دهید :
/Desktop/epsxe/bin/

اگر شما بازی یا ایزویی از پلی استیشن ندارید برای اطمینان حاصل کردن از موفقیت آمیز بودن مراحل نصب بر روی Run BIOS کلیک کنید .اگر همه چیز رو به راه باشد باید پنجره ای همانند آنچه در پلی استیشن یک به هنگام روشن کردن بدون دیسک پلیاستیشن میبینید رخ دهد ..

برای تنظیم دسته هم تنها کاری که من کردم رفتن به Config -> Ext. Game Pad -> Configure و تنظیم دسته ام بود .


قسمت خوب مقاله :
با تشکر از مت .من شبیه سازی بسیار بسیار آسانتر (از نظر مراحل نصب ) پیداکردم . تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که فایل زیر را دنلودکرده در پوشه ای ذخیره کنید و سپس شبیه ساز را مستقیما از پوشه مربوطه اجرا کنید ..بله همین .تمام شد .شما شییه ساز پلی استیشن را نصب کردید .تنهامطلبی که باید بخاطر داشته باشید .کپی کردن بایوس در پوشه مربوط به بایوس است و دیگر هیچ تنظیم دیگه ای نیاز ندارد .هیچ پلاگینی نیاز ندارد و تعداد بسیار زیادی از بازی ها را اجرامیکنید

لینک دنلود :http://psxemulator.gazaxian.com/pSX_linux_1_13.tar.bz2
(ویارایش شده در تاریخ 8 سپتامبر 2007)
توجه : من این شبیه ساز روازهمون ورژن های اولیش میشناختم و از ورژن 9 یا 10 بود که ترجمه فارسیشم انجام دادم و تو سایت اصلیش قرار گرفت .اگر احیانا بازی اجرا نشد .سعی کنید اونو با شبیه ساز epsx اجرا کنید .شبیه ساز فعلی که تازه معرفی کردم بازی پلی استیشن یک رو با همون گرافیک پلی استیشن بشما عرضه میکنه و مثل epsx سعی در بالا بردن گرافیک اون نداره ...
امیدوارم این مقاله بتونه شما رو در هر چه بیشتر سرگرم شدن و انس گرفتن با لینوکس یاری کنه .

اگه تو مقاله فوق اشکالاتی بود خوشحال میشم عنوان کنید وهرچی باشه این مقاله تلفیقی از تجربیات شخصی و ترجمه مطلبی با همین عنوان هست .(مطالب بنده از سایتی بنام http://thepemberton.com/ گرفته شده و بخشهایی که نیاز به توضیح داشت رو تو پرانتز بصورت عامیانه نوشتم و سعی کردم تا اونجایی که ممکنه صفر کیلومتر بنویسم تا کسی که وارد نیست دچار مشکل نشه .از علی جان هم تشکر میکنم بخاطر معرفی سایت فوق(در انجمن موشهای سیاه) وامیدوارم همه به راه راست هدایت بشن و لینوکس رو انتخاب کنند یا علی
زینب بازدید : 17 سه شنبه 23 مهر 1398 زمان : ۰۸:۰۰ نظرات (0)

تعداد صفحات : 2

موضوعات
لینک دوستان
پیوندهی روزانه
  • آرشیو لینک ها
  • صفحات جداگانه
    آمار سیت
  • کل مطالب : 1
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلین : 21
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 1,793
  • باردید دیروز : 5,608
  • بازدید هفته : 13,012
  • بازدید ماه : 109,412
  • بازدید سال : 702,254
  • بازدید کلی : 2,087,477